
برای آشنایی با نام و ویژگیهای آن رهبر رهایی بخش ، باید به دامان معارف پیامبر اکرم (ص) و وارثان علمی آن حضرت – ائمّه معصومین (ع)-در آویزیم . یکی از مشهورترین سخنان پیامبر خاتم (ص) که در مورد قبول همه ی طوائف مسلمانان است، ای نحدیث شریف است که آن حضرت فرموده اند : اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد ، خداوند آن روز را چنان طولا نی خواهد گردانید تا سرانجام مردی از امّت و خاندان من که اسمش چون اسم من (محمّد) است ظاهر شود و جهان را از عدالت و دادگری پر کند آنچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد .( منتخب الاثر، صافی گلپایگانی ، فصل ۲ ، باب اوّل )
چنین سخنانی ا ز پیامبر اکرم (ص) در کتابهای معتبر همه ی فرق اسلامی نقل شده است.( برای آشنایی بیشتر در این زمینه به فصول پنجم و ششم کتاب خورشید مغرب نوشته ی استاد گرانقدر محمدرضا حکیمی مراجعه شود. ) کتابهایی همچون کمال الدین شیخ صدوق ، غیبت شیخ طوسی ، غیبت نعمانی ، مسند احمد بن حنبل ، صحیح بُخاری ، صحیح مسلم و دیگر کتابهایی که نام صدها نمونه از آنها را در کتابشناسیهای مهدویت می توان نشان داد.کتابهایی نیز (( اصالت بحث مهدویت )) را تحقیق کرده اندو اندیشه های شرق شناسان را در این زمینه به بوته ی نقد گذارده اند.( ذهنیت مستشرقین ، پژوهشی در نقد آرای شرق شناسان و اصالت مهدویت ، انتشارات آفاق ، چاپ سوّم )
در هر حال ، امروزه کسانی که بخواهند درباره ی آن یگانه ی اعصار ، حضرت مهدی (ع) ، تحقیق و پژوهش کنند ، انبوهی از منابع و مدارک مکتوب را در پیش رو دارند که می توانند به مدد آنها به تفضیل همه ی ویژگی ها را دنبال کنند و معرفت خود را نسبت به آ« بزرگوار فزونی بخشند .یکی از کتابنامه ها ، افزون بر دو هزار عنوان کتاب را در این زمینه فهرست کرده است. ( رجوع کنید به کتابنامه ی حضرت مهدی ، شامل معرفی بیش از ۲۰۰۰ عنوان کتاب مستقل به زبانهای مختلف ، علی اکبر مهدی پور ، جلد اوّل و دوّم )
یکی از اساتید دانشگاه مدینه به نام شیخ عبدالمحسن عبّاد ، در رساله ای که به فارسی نیز ترجمه شده اشت( مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت ، تألیف و ترجمه سید هادی خسرو شاهی ، انتشارات مؤسسه ی اطلاعات) ، تحقیق جامعی در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) کرده ، آرای منکران را با دلایل روشن ردو آن را با دلیل بی اطلاعی آنان شمرده است و نتیجه گرفته است : اعتقاد به ظهور مهدی آخر الزمان مطلبی است که احادیث صحیحی بر آن دلالت دارند و اها سنّت در گذشته و امروز به آن اعتقاد دارند مگر تعداد اندکی که قابل اعتنا نیستند.( همان ، ص ۱۵۶-۱۰۴ و ۲۹۶-۱۶۳)
... همانطور که اهل علم هم تبیین کرده اند، بنابراین مسئله ی مهدی آشکار و روشن و احادیث درباره ی آن فراوان بلکه متواتر و مستحکم است و از اهل علم بسیار کسان تواتر آن را بازگو کرده اند . این امام از الطاف خدای عزّو جّل به این امت در آخرالزمان است که ظهور می کند و داد وحق را برپا می دارد و از ظلم و بیدادگری جلوگیری می نماید و خدا به وسیله ی او یایه ی لوای حق را بر این امّت در راه عدالت ف هدایت و راهنمایی مردمان می گستراند...
...ظهور و قیام مردی از خاندان نبوّت از فرزندان علی بن ابی طالب (ع) است که نام وی با نام پیامبر (ص) یکسان است و مهدی نامیده می شود و زمامداری مسلمانان را بر عهده می گیرد و عیسی بن مریم (ع) پشت سر او نماز می گزارد.
از دیگر ویژگی های این امام بزرگوار آن است که از نسل امام حسین (ع) بوده و دوازدهمین پیشوای معصوم و فرزند حضرت امام حسن عسکری (ع) یازدهمین امام معصوم است .آنگونه که تاریخ نویسان ذکر کرده اند آن حضرت در پگاه نیمه ی شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری ، در خانه ی حضرت عسکری (ع) در شهذ سامرا ، پای به عرصه ی این جهان نهاد و علی رغم تلاشها و کارشکنیها و مزاحمتهای منکران و مخالفان و حاکمان ظالم که نمی خواستند آن موعود الهی به دنیا آید ، در روند تحقق وعده های الهی ، آن حضرت متولد شد و زندگی در دامان مادر گرامی خویش ، حضرت نرجس خاتون را آغاز نمود .نافرجام ماندن تلاش خلفای عباسی برای کشتن آن حضرت نشان دهنده ی اراده ی الهی در بقای آخرین حجّت و پیشوای ربّانی است . همچنان که به رغم خواست فرعون، موسی در دربار خود او بزرگ می شود تا معلم گردد که هیچ کس تاب مقاومت در برابر اراده ی الهی را ندارد.هنوز بیش از سه روز از تولد آن حضرت نگذشته بود که حضرت عسکری(ع) ، حضرت مهدی (ع) را به برخی از یاران خاص خود نشان داده و فرمودند: بعد از من ، این صاحب عمر شما و جانشین من است . اوست قائمی که همه در انتظار ظهور او روزگار بگذرانند و چون زمین پر از ظلم وجور شود، ظهور کند و آن را پر از عدل و داد سازد .( ینابیع المودّه ، تألیف خواجه کلان سلیمان قندوزی حنفی ، ص ۴۶۰ )
و در همین اوان به جمعی دیگر از یارانشان فرمودند :ستمکاران می پنداشتند که مرا خواهند کشت تا فرزندم به دنیا نیاید ، امّا هم اکنون توانایی خدا را چگونه یافتند ؟ (از حضرت عسکری (ع) به نقل از سیّد بن طاووس )
و در روایتی دیگر به طول عمر آن وجود مبارک در غیبتش اشاره فرمودند و گفتند : پس از من ، فرزندم ، قائم ( و صاحب امر دین و امامت ) است و اوست که مانند پیامبران عمری دراز خواهد داشت و غائب خواهد شد .در غیبت طولانی او دلهایی تیره گردد . فقط کسانی در اعتقاد به او پای بر جا خواهند ماند که دل آنان به فروغ ایزدی رخشان باشد و روح خدایی به آنان مدد برساند .( بحار الانوار ، ج ۵۱ ، ص ۲۲۴ )
بدین ترتیب و در طی مجالس گوناگون و به دفعات مکرّر ، حضرت عسکری (ع) ، امام بر حقّ پس از خویش را به شیعیان معرفی می نماید تا همگان امام پس از ایشان را بشناسند . امّا این موضوع از اغیار و از چشم جاسوسان مخفی ماند. همین ضرورت ایجاب می کرد که تنها برخی از خواص فرصت بایابی به حظور ایشان را پیدا کنند . تا سرانجام در سال ۲۶۰ هجری قمری ، امام حسن عسکری (ع) رحلت فرمودند و تصدّی امر امامت و ولایت الهی به حضرت مهدی (ع) رسید.به دنبال ضرورت حضور آشکار آن حضرت در جریان نمازگزاران بر پیکر مطهر امام حسن عسکری ، فشار و پی جویی مأموران دولت به قصد یافتن و نابودی ایشان فزونی گرفت و بدین ترتیب بود که به فرمان پروردگار ، آن حضرت از دیده ها پنهان شدند تا ستمگران نتوانند گزندی به ایشان برسانند و دوران ((غیبت)) امام (ع) آغاز گردید . غیبت امام عصر (ع) در دو مرحله واقع شد.این مطلب حتی دو قرن پیش از تولد آن حضرت در بیانات حضرت سجاد (ع) بیان شده بود : برای قائم ما دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است .در این دوران جز آنان که دارای یقینی سرشار و آگاهی ریشه دار هستند کسی بر امامت او باقی نمی ماند.( منتخب الاثر ، فصل ۲ ، باب ۲۶ ، حدیث ۲ )
دوره ی اول غیبت از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹هجری ، (( غیبت صغری )) یا غیبت کوتاه نام گرفت که در این دوره ، بنا بر مصالحی ، ارتباط حضرت با مردم به طور کامل قطع نشده بود بلکه از طریق برخی اشخاص وارسته به نام نائبان خاص ، مردم می توانستند مسائل خود زا با آن حضرت حل و فصل کنند . از این میان ف چهار تن با عنوان (( نوّاب اربعه )) از دیگران مشهورترند که اسامی آنها عثمان بن سعید عَمروی و فرزندش محمّد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمّد سَمُری است . این بزرگواران ، نمونه های وثاقت و تقوی و بزرگی بودند که شایستگی این نیابت را یافتند .سرانجام ، دوران غیبت کوتاه با مرگ آخرین نائب ، علی بن محمّد سَمُری و با نامه ی امام زمان (ع) به وی به پایان رسید . در آن نامه غیبت کبری اعلام شده بود واین که دیگر نائبی نخواهد بود و آشکار شدن آن حضرت منوط به اجازه ی پروردگار است که پس از گذشت زمانها و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود...
در این دوران ، که تا زمان ما ادامه پیدا کرده و پایان آن آغاز ظهور امام مهدی (ع) خواهد بود ، زمام امور مردم به دست فقیهان واجد شرایط سپرده شده است تا در موارد ی که حوادث و امور جدیدی پیش می آید، ایشان پناهگاه امّت باشند و مردم از آنان تبعیت کنند.
امام صادق (ع) سالیانی پیش از آن،عمده ترین خصوصیات این فقها را چنین بیان می فرمایند : آن کس که از میان که خودنگهدار ، دین دار ، هوی ستیز و تابع فرمان مولایش باشد ، بر مردم عادی واجب است که از او تقلید کنند و چنین کسانی محدودی از فقهای شیعه و نه تمامی آنهایند.(وسائل الشیعه ، شیخ حرّ عاملی ، ج ۱۸،ص۹۵)
گستره ی فقه ، تمامی دین است و ((فقیه)) کسی است که صاحب علم و فهم و ادراک توأم با بینایی و روشنایی باشد( به معجم مقاییس اللغه ابن فارس و مجمع البحرین طریحی ، ذیل واژه ی ((فقه)) مراجعه کنید) و در اصول و فروع دین با حقیقت ذات خود به معصوم (ع) اقتدا کند و دانش خود را از آنان فراگیرد. امّا با اینکه آن حضرت زمام امور مردم را به فقیهان واجد شرایط سپرده اند ، خود از رسیدگی به حال مردم کوتاهی نمی کنند . ایشان در نامه ای به شیخ مفید در سال۴۱۰ هجری فرمودند : ما از رسیدگی به حال شما فروگذاری نمی کنیم و فراموشتان نمی نماییم که اگر نه چنین بود ، باران نابسامانیها و مصیبتها بر سرتان فرو می ریخت و دشمنان ، شما را در هم می شکستند.( بحارالانوار )