تبليغاتX
گل باغ نرگس

 

 

    در انتظار ظهورت خواهم ماند،ای گل باغ نرگس   

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 15:42 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

اسلام دینی است که همه ی ابعاد فردی و اجتماعی انسان را مورد توجّه قرار داده است . احکام و ضوابط متعدد و متنوع شرع مقدس اسلام ، که هدفی جز هدایت بندگان ندارد ، در ایّام غیبت کبری نیز تعطیل نمی ماند و باید به نحو شایسته و متناسب با نیازهای جامعه تبیین و اجرا گردد. در حقیقت ، استقرار فرهنگ و ضوابط اسلامی و تبعیت از آن در جامعه ای که خود را منتظر قیام جهانی مهدی (ع) می داند امری ضروری و متناسب با اصل (( انتظار )) است . این آماده باش عمومی ، در سطح اجتماعی و حتی در حدّ تدارک نظامی فردی ، مورد توجّه قرار گرفته است .

امام صادق (ع) می فرمایند : هر یک از شما باید خود را برای قیام قائم مهیا سازد ، اگر چه به داشتن یک نیزه .( غیبت نعمانی ، ص ۱۷۳ )

در سطح اجتماعی نیز قرآن کریم به نحوه ی آمادگی مسلمین در مقابل دشمنان اشاره کرده است ، که از جمله وظایف حکومت اسلامی در زمان غیبت نیز بر شمار می رود : برای  ستیز با کافران و بد خواهان آنچه توانستید از هر گونه نیرو فراهم آورید و نیز از مرکبان زین بسته و آماده ، تا دشمن خدا و دشمنتان و دیگران را که شما نمی شناسید و خدا به آنها داناست به هراس افکنید و بدانید آنچه در راه خدا بدهید ، بی کم و کاست ، به شما پرداخت می شود و ستمی نخواهید دید .( قرآن مجید ، سوره انفال ، آیه۶۰ )

در همین راستا ، مبارزه با ستم و مقابله با حاکمان ستمگر نه تنها به عنوان یک حقّ طبیعی برای مردم ، بلکه به عنوان یک ضرورت دینی و به ویژه الزام حیاتی برای دوران غیبت ، از اهمّ زمینه ی حفظ جامعه ی اسلامی از کژی و ناراستی و رویکرد مستمرّ آن به نیکی و صواب است . بدیهی است چنانچه جامعه ی مسلمین بخواهد از حکومتی مشروع و حاکمی مأجور برخوردار باشد تا شایستگی مقام (( جامعه ی منتظر )) را احراز کند باید به روشی عمل کند که در قرآن کریم و روایات ائمه ی اطهار (ع)  بدان اشاره شده است . با آغاز دوران غیبت کبری ، رهبری سیاسی جامعه ی مسلمین ، با عنایت ولی عصر (ع) و طبق اشارات ایشان ( برای کسب رهنمودهای اسلامی و مراقبت از حدود شرعی ) بر عهده ی کسانی قرار می گیرد که راویان حدیثند و حجت آن حضرت در میان مردم : امّا در حوادثی که در آینده پیش می آید ، راویان حدیث ما ( دانشمندان و متفکران ) را مرجع خود قرار دهید که آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خداوندم . ( وسایل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۱۰۱ )

ضوابط و شرایط این مراجع را نیز ، همانگونه که در قبل اشاره شد ، حضرت صادق(ع) تبیین فرموده اند : امّا از دین شناسان ، ان که نگهدار نفسِ خودیش ، نگهبان ایمانش ، مخالف هوسش ، فرمانبردار خداوند و مطیع امر مولایش بود ، بر عموم مردم است که متابعتش کنند .

در نتیجه ، در دوران غیبت کبری ، نظام اجتماعی مسلمین براساس یک (( انتخاب )) تعریف شده صورت می گیرد . امّا یک دموکراسی آزاد نیست . زیرا اگر چه این انتخاب شونده به وسیله ی (( مردم )) انتخاب می شود ، امّا در برابر (( امام معصوم )) مسئول است . او مسئول این نیست که ایده ها و ایدئالها و نیازهای خاج از شرع مردمی را که او را انتخاب کرده اند ، برآورده کند ، بلکه مسؤل است که مردم را براساس قانون و مکتبی که امام معصوم رهبر و هدایت کننده ی آن است ، هدایت کند و امور آنان را براساس آن مکتب سامان بخشد . طبیعی است چنین انتخابی ، با توجه به شرایط انتخاب شونده ، تقیّدی است و توده ی نا آشنا با کمک کسانی که آگاهی و علم دارند و می دانند که عالمترین و متخصص ترین و آشناترین فرد به این مکتب کیست ، به این انتخاب مبادرت می ورزند .

بدین ترتیب ، جامعه ای که این چنین رهبری را انتخاب کند و خود را مقیّد به اجرای احکام شرع و آماده باش از حیث اخلاقی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی نظامی برای ظهور حضرت مهدی (ع) سازد ، شایسته ی عنوان (( جامعه ی منتظر )) است . 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:30 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

اهمیّت دفاع از معارف اهل بیت (ع) و گسترش آن معارف و تربیت مردمان را می توان در این کلام گهربار حضرت هادی (ع) به خوبی نشان داد: اگر پس از غیبت قائم ما نباشند دانشورانی که مردم را به سوی او رهنما گردند و به پذیرش او فراخوانند و با برهانهای الهی از دین و دفاع کنند و بندگان ناتوان خدا را از دامهای اهریمن و دیگر سرکشان و دشمنان رهایی بخشند، همانا هیچ کس نمی ماند مگر از دین خدا بر می گردد . لکن این عالمان ، زمام دلهای شیعیان سست ایمان را به دست می گیرد ، همانگونه که کشتیبان فرمان کشتی را . اینان نزد خدا برترند .( محجّۀ البیضا ف ج ۱، ص۳۲)

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:30 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

در زمینه ی  خودسازی باید خصائل و فضائلی را که برای یاران و یاوران امام زمان (ع) برشمرده اند شناخت . آنگاه کوشید تا آنها را در خود ایجاد کرد . به نمونه هایی از روایات معصومین در این زمینه توجه می کنیم :

پرهیزگاران که به امام غائب می گروند  نماز به پا می دارند و از دارایی خود می بخشند ، به قرآن و کتابهای آسمانی پیشین ایمان آورده ، به جهان ابدی یقین دارند.( به نقل از روایات امام صادق ( ع) در تفسیر نورالثقلین ، ج ۱ ، ص۳۱ )

] مردمان [ فرمانبردار ، اخلاص کیش ، نیکوکار ، عزتمند ، قناعت پیشه ، دین باور ، ستمدیده، بردبار، پاک زاد ، نیک سرشت ، خوش قلب اند ( کمال الدّین ، باب ۴۳ ، حدیث ۱۹)  که دلهایی سخت تر از پولاد دارند و اگر بر کوهساری آهنین بگذرند از هم می پاشد.( الزام الناصب ، ج۱، ص ۶۷ )  همچون مُشک همواره خوشبویند و همچون ماه نابان پیوسته فروزان.( کمال الدّین ، ج۱، ص۶۷ ) از سر نیزه تیزترند و از شیر بیشه دلیرتر.( بحار الانوار ، ج ۵۲، باب ۲۷، حدیث۱۷)  آری آنان (( پارسایان شب )) و (( شیرمردان روز ))اند.( منتخب الاثر ، فصل۹ ، باب ۳، حدیث ۱ )

] هرکس بخواهد که به هنگام قیام حضرت مهدی (ع) از یاران او باشد باید خود را به خصائص فوق بیاراید و [ در ایام غیبت ، به آداب و عقاید دینی خویش تمسّک جوید و نگذارد شیطان در او شک و تردید راه دهد .( پیامبر اکرم (ص) . کمال الدّین ، مقدّمه ی مؤلف ، ص ۵۱)  شناخت و معرفت خویش راست و درست گرداند ، ایمان و یقین خویش بیفزاید و تسلیم خاندان پیامبر شود به حدّی که در دلش چیزی نیابد که او را از فرمان آنها باز دارد .(حضرت سجاد (ع) . کمال الدّین ، باب ۳۱ ، حدیث ۸ )

... شیعیان را به این صفات بشناسید : تواضع، خشوع ، امانت ، بسیار در یاد خدا بودن ، اهل نماز و روزه بودن ، احترام به پدر و مادر کردن ، مهربانی کردن ، به همسایگان مستمند و بدهکار و یتیمان و راستگو بودن . آنها تلاوت قرآن می کنند و زبانشان را کنترل می کنند .( حضرت امام باقر (ع) ، اصول کافی ، ج۲، ص ۷۴ )

همچنین درباره ی درخواست از خدای تعالی برای ظهور حضرت مهدی (ع) و دعا برای آن وجود شریف تاکید شده و برای آن فوائد بسیار ذکر گردیده است .( برای آشنایی بیشتر در این زمینه به کتاب ارزشمند مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم ، اثر محمد تقی موسوی همدانی مراجعه کنید.)

... از فضل بیکران خدای درخواست نمائید. همانا خداوند درخواست کننده گان را دوست می دارد و برترین پرستش ، چشم انتظاری برای فرج است .( صحیح ترمذی ، ج۵، ص ۲۲۵ )

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 20:7 توسط سمیرا وحدانی |

علاوه بر آنچه در فرهنگ اسلامی در باب مفهوم انتظار بیان شده است ، آپار اجتماعی این اصل پرمعنا و شور انگیز به نحوی شایسته اصالت و ابعاد تعالی بخش آن را متجلّی می سازد . به دیگر سخن ، اگر پرسش شود که (( اعتقاد به این اصل چه فایده ای دارد ؟ یا اعتقاد و عد اعتقاد به این اصل چه نقش مثبت یا منفی ای در رسالت ، مسؤلیت ، سرشت و وظیفه ی فردی و اجتماعی ما دارد ؟ و اساساً در زندگی امروزی ما چه تأثیری می تواند به جای گذارد ؟ حوزه ی دیگری از بحث انتظار ، به عنوان فواید فردی و اجتماعی ان ، در پیش روی ما گشوده می شود . در حقیقت این استنتاج همانند برداشتی است که ما از عمل به اسلام و اعتقاد به امامت قائلیم و انها را مؤپر در شرایط وضعی خود در این دنیا و همچنین در آخرت می دانیم . در این تحلیل، انتظار از دو وجه منفی و مثبت آ ارزیابی می گردد . در انتظار منفی ، اعتقاد به غیبت امام مهدی (ع) و سرانجام ظهور ایشان ، بزرگترین سلاح برای دفاع از وضع مجود و بزرگترین عامل برای توجیه فسادی است که با یک منحنی تصاعدی بالا می رود ، زیرا معتقد است نجات بشریت فقط در آخرالزمان محقق می شود و نه حال ، و آن هم به دست (( او )) و نه هیچ کس دیگر . امّا در انتظار مثبت ، آماده باش مستمری مطرح است که در تلاش مداوم برای دستیابی به وضع بهتر است. در این دیدگاه ، انسان منتظر هر لحظه احتمال می دهد که زمان انقلاب  نهایی فرارسد  و او خود را مسؤل و موظف به شرکت در این جهاد جهانی ، که یقینی است ، می داند . بدین ترتیب ، مردمی که مجهز به این اصل (( انتظار))اند ، از نیرومندترین سلاح برای نابودی فساد و بزرگترین ضربه برای کوبیدن ظلم و بیشترین انرژی برای حرکت به طرف آینده بهره مند هستند . زیرا اولاً ، انتظار در چنین تعریفی ( امید به آینده و آماده باش و تلاش مستمر و تکامل جویی دائم ) در غریزه و فطرت آدمی است . گواه این امر نیز اعتقاد به منجی بشریت و ایجاد جامعه ی متکی به عدالت در بسیاری از اقوام و امم جهان است . ثانیاً ، انتظار برآیند مثبت دو اصل متناقص (( واقعیت )) یعنی وضع موجود- و (( حقیقت )) یعنی آرمان مطلوب- است . اگر واقعیت باطل حاکم است و حقیقت نجات بخش محکوم ، راه خروج از این بن بست تنها به انتظار و اعتقاد به پیروزی قطعی و نهایی (( جبهه ی حق))  میسر و ممکن است . زیرا انتظار (( نه ))  گفتن است به آنچه است و چشمداشت است به آینده ای روشن . ثالثاً ، به تعبیر دکتر علی شریعتی ، انتظار ، به نحوی ، حکایت از جبر تاریخ می کند . انسان منتظر موعود و منجی بشریت و خواهان پیروزی جهانی جبه ی حف ، به جبر تاریخی وعده ی الهی معتقد است نه به تصادف  و تفرقه و گسستگی تاریخی . بنابراین ، علی رغم تمامی تحوّلات و رویدادها ، سرانجامِ تاریخ را پیروزی حق می داند و این قطعیت ، استحکام مداوم در روش  و اعتقاد منتظران این مکتب را در پی خواهد داشت . در حقیقت ، انسان در جامعه ی انسانی منتظر که میان دو قطب (( واقعیت ))  و (( حقیقت)) یا (( یأس)) و (( امید )) قرار گرفته ، پیوسته در حرکت و  پویایی است و نمی تواند آرام بگیرد .  تا زمانی که رانش از (( اکنون )) و کنش به (( آینده )) وجود دارد ، بر درونش بی تابی و جنبش حکومت می کند و در برونش بی قراری و کوشش . به قول علّامه اقبال لاهوری :

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم                     موجیم که آسودگی ما عدم ماست

سخن را در این بحث با کلامی از امام صادق ( ع) زینت می بخشیم که فرموده اند : هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم ( ع) باشد بایستی  انتظار او را داشته ، به نیکویی و پرهیزگاری رفتار کند . پس اگر به این حال، پیش از قیام او از دنیا برود ، پاداش یاران مهدی را خواهد بُرد . بنابراین بکوشید و جدّیت کنید و چشم به راه باشید که بر شما گوارا باد . ( غیبت نعمانی ، باب ۱۱ ، حدیث ۱۶ )

امّا نحوه ی انتظار را ، که در روایات مختلف نیز بدان اشاره رفته است ، می توان در اصولی چون (( خودسازی فردی )) ، (( تربیت همنوعان و گسترش معارف حقّه )) و (( فراهم سازی زمینه و ایجاد جامعه ی منتظر )) بیان کرد .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 23:0 توسط سمیرا وحدانی |

مجموعه ی اخبار و روایاتی که تاکنون از پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار (ع) به دست ما رسیده است ، به خوبی فضیلت و معنای انتظار و ابعاد عملی و نتایج مرتب بر آن را برای ما بازگو می کند.

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: برترین اعمال امّت من ، انتظار رسیدن فرج است از نزد خدای عزیز جلیل.( کمال الدّین،ج۲،ص ۳۵۸-۳۵۷ )

امیرمؤمنان حضرت علی (ع) می فرمایند: برترین عبادت مؤمن چشم به راه فرج خدایی داشتن است .( المحاسن برقی ، ص ۳۹۷ )

در حقیقت ، انتظار ظهور مهدی موعود ، که (( فرج اعظم الهی )) نیز نام گرفته است ، به عنوان عبادت افضل ، موجب پالایش فردی و اجتماعی جامعه ی مسلمین خواهد بود ، چنانکه پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند : خوشا به حال منتظرانی  که به حضور ((قائم )) برسند. آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند . با دوست او عاشقانه دوستند و موافق ، و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف . (الغیبۀ ، شیخ طوسی )

این آمیختگی شدید منتظران راستین حضرت مهدی (ع) با ((حق)) و (( عدالت )) که در رفتار و کردار مستمر آنان تجلی دارد ، باعث چنان ارتقای مقامی  برای آنان می شود که (( انتظارشان )) نیز جز فرج قرار می گیرد . به تعبیر امام رضا (ع) در پاسخ سؤال حسن بن جهم درباره ی فرج : نمی دانی که انتظار فرج ، جز فرج است ؟

-        نه  نمی دانم ، مگر از شما بیاموزم .

آری انتظار فرج ، جز فرج است .

یا به فرمایش امام صاق (ع) : کسانی که در انتظار دولت قائم درگذرند، چون آنانند که در خدمت قائم باشند .

]  امام پس از این سخن مکثی کرد و فرمود : [

بلکه چون آنانند که در رکاب مهدی شمشیر زده باشند.

] سپس فرمود : [

به خدا سوگند ، اینان چون آن کسانند که در خدمت پیامبر به شهادت رسیده باشند . آن کس که منتظر امر (دولت ) ماست ، چون کسی است که در راه خدا در خون خود غوطه ور شود .( الغیبۀ ، شیخ طوسی ، ص ۲۷۵ )

از این رو در می یابیم که در دوران انتظار ، یعنی پیش از ظهور ، باید آن گونه باشیم که اگر ظهور واقع شود  باید باشیم و بر همین اساس نیز درک مستمر و فهم صحیح و بینش مناسب از مفهوم غیبت و انتظار حضرت مهدی (ع)  و دوران پر سعادت ظهور ایشان که (( عصر معرفت و عدالت )) است ، متضمن تفکر عمیق و عمل صالح و نیایش خالصانه در عصر غیبت است ، که خود امتیاز عظیمی برای منتظران راستین نسبت به همه ی مؤمنان و انسانهای  دیگر دارد .

به فرموده ی امام سجاد (ع) :بی تردید ، مردم زمان غیبت که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور اویند از مردمان دیگر زمانها برترند و افضل . چون خدای متعال به آنان عقل و درک و قدرت شناختی داده است که غیبت برای ایشان چون ظهور است . خداوند آنان را ، در آن زمان ، همپایه ی مجاهدان شمشیر زن زمان پیامبر (ص) قرار داده است  و اینانند اخلاصگران واقعی ، شیعیان راستین و داعیان به خدا در نهان و آشکار .( بحارالانوار ، ج ۲۵ ، ص ۱۲۲ )

این چنین است که انتظار فرج ، به عنوان بزرگترین عبادت ، در واقع تمرین و آماده باش مستمر برای دوران ظهور نیز محسوب می شود . پس با اتکا به تعالیم عالیه ی اسلام و سنّت پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار (ع) خاصیت و شکل ویژه ی دوران غیبت ، حرکت و استقامت است و تحقق بخشیدن به آرمانهای اسلام . در دوران انتظار باید شایستگی فرج را به وجود آورد ، آنگاه منتظر دولت حضرت مهدی (ع) بود و با دانشی اراسته و اعمالی شایسته برای پیوستن به صفوف یاران آن بزرگوار مهیا گشت . همچنان ک هآیات کریمه ی قرآنی نیز متذکرند : آنچه را که به شما در این کتاب داده شده است ، با قدرت و استحکام بگیرید و به گوش دل سپارید .( قرآن مجید ، سوره بقره ، آیه ۶۳)

+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 9:0 توسط سمیرا وحدانی |

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:39 توسط سمیرا وحدانی |

           

 

مهمترین رسالت اسلامی در عصر غیبت و وظیفه ی مؤمنان نسبت به وجود مقدّس حضرت مهدی (ع) ، انتظار ظهور آن موعود شریف و طلوع عصر معرفت و برقراری حکومت عدل جهانی است . در حقیقت ، انتظار ، آمادگی است و حالت آماده داشتن و تهیه س مقدمات برای آنچه که انتظار داریم و ابراز این آمادگی در گفتار و کردار. همانگونه که در زیارت مخصوص آن حضرت می گوئیم : (( ونُصرتی مُعِدَّةٌ  لَکُم))، یعنی من برای یاری شما آماده ام .

نیز در این انتظار این معنی نهفته است که نباید ((حق)) و ((باطل)) را فراموش کرد.چیرگی جند روزه ی باطل نباید مردم را مأیوس کند و پیامش آن است که : حق را از یاد نبرید ، فضیلت را فراموش نکنید، انسانیت را به دست فراموشی مسپارید، زیرا که اینها همه حقایقی است مسلّم ، و به ظهور خواهد رسید ، پیروزی به دست خواهد آمد ، پس تسلیم مشوید . به تعبیر مرحوم جلال آل احمد : ... و تا ساعت ظهور ولی جدید نزدیک شود ، مهم برای ما این است که هسته ی مقاومت را زنده نگه داریم ، هسته ی نجات بشری را ...

در نتیجه ، انتظار مصلح موعود ، عشقِ به (( عدالت)) و عشق به (( مجری عدالت )) را توأمان دارد. پس انتظار نه تنها آدمی را به اصلاح نفس خود و دیگران وادار می کند ف بلکه او را بر می انگیزد به آماده ساختن مقدمات پیشرفت و اموری که موجب پیروزی حضرت مهدی (ع) گردد .  لازمه ی این پیش بینی به دست آوردن هر چیزی است که در این زمینه نیازمند آن است ، از قبیل کسب معارف و اطلاعات مربوط به این موضوع . انتظار کاشف این معناست که شخص منتظر ، دوستدار اقامه ی عدل است و برپاداشتن حق و عملی شدن احکام خدای بزرگ و اجرا ی حدود الهی و برقرار شدن هر چیزی بر جایگاه صحیح آن و رسیدن هر آدمی- بلکه تمامی موجودات-  به سر حد کمالی که برای آن آفریده شده است . انتظار علامت آدمی است به همنوع و دوست داشتن اصلاح امر تمامی بشریت . بدین ترتیب ، انسانِ منتظر لحظه ای از تلاش و مبارزه  باز نمی ایستد و همه گاه چشم به آینده ای روشن و امید بخش دارد . آنچه را گفته شد در دو بخش مفهوم انتظار در روایات و متون ، و همچنین از نظر اجتماعی و تاریخی

 پی می گیریم :

۱-  انتظاردر روایات وسنّت

۲- انتظار از نظر اجتماعی

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:0 توسط سمیرا وحدانی |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:27 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

 

برای آشنایی با نام و ویژگیهای آن رهبر رهایی بخش ، باید به دامان معارف پیامبر اکرم (ص) و وارثان علمی آن حضرت ائمّه معصومین (ع)-در آویزیم . یکی از مشهورترین سخنان پیامبر خاتم (ص) که در مورد قبول همه ی طوائف مسلمانان است، ای نحدیث شریف است که آن حضرت فرموده اند : اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد ، خداوند آن روز را چنان طولا نی خواهد گردانید تا سرانجام مردی از امّت و خاندان من که اسمش چون اسم من (محمّد) است ظاهر شود و جهان را از عدالت و دادگری پر کند آنچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد .( منتخب الاثر، صافی گلپایگانی ، فصل ۲ ، باب اوّل )

چنین سخنانی ا ز پیامبر اکرم (ص) در کتابهای معتبر همه ی فرق اسلامی نقل شده است.( برای آشنایی بیشتر در این زمینه به فصول پنجم و ششم کتاب خورشید مغرب نوشته ی استاد گرانقدر محمدرضا حکیمی مراجعه شود. ) کتابهایی همچون کمال الدین شیخ صدوق ، غیبت شیخ طوسی ، غیبت نعمانی ، مسند احمد بن حنبل ، صحیح بُخاری ، صحیح مسلم و دیگر کتابهایی که نام صدها نمونه از آنها را در کتابشناسیهای مهدویت می توان نشان داد.کتابهایی نیز (( اصالت بحث مهدویت )) را تحقیق کرده اندو اندیشه های شرق شناسان را در این زمینه به بوته ی نقد گذارده اند.( ذهنیت مستشرقین ، پژوهشی در نقد آرای شرق شناسان و اصالت مهدویت ، انتشارات آفاق ، چاپ سوّم )

در هر حال ، امروزه کسانی که بخواهند درباره ی آن یگانه ی اعصار ، حضرت مهدی (ع) ، تحقیق و پژوهش کنند ، انبوهی از منابع و مدارک مکتوب را در پیش رو دارند که می توانند به مدد آنها به تفضیل همه ی ویژگی ها را دنبال کنند و معرفت خود را نسبت به آ« بزرگوار فزونی بخشند .یکی از کتابنامه ها ، افزون بر دو هزار عنوان کتاب را در این زمینه فهرست کرده است. ( رجوع کنید به کتابنامه ی حضرت مهدی ، شامل معرفی بیش از ۲۰۰۰ عنوان کتاب مستقل به زبانهای مختلف ، علی اکبر مهدی پور ، جلد اوّل و دوّم )

یکی از اساتید دانشگاه مدینه به نام شیخ عبدالمحسن عبّاد ، در رساله ای که به فارسی نیز ترجمه شده اشت( مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت ، تألیف و ترجمه سید هادی خسرو شاهی ، انتشارات مؤسسه ی اطلاعات) ، تحقیق جامعی در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) کرده ، آرای منکران را با دلایل روشن ردو آن را با دلیل بی اطلاعی آنان شمرده است و نتیجه گرفته است : اعتقاد  به ظهور مهدی آخر الزمان مطلبی است که احادیث صحیحی بر آن دلالت دارند و اها سنّت در گذشته و امروز به آن اعتقاد دارند مگر تعداد اندکی که قابل اعتنا نیستند.( همان ، ص ۱۵۶-۱۰۴ و ۲۹۶-۱۶۳)

 ... همانطور که اهل علم هم تبیین کرده اند، بنابراین مسئله ی مهدی آشکار و روشن و احادیث درباره ی آن فراوان بلکه متواتر و مستحکم است و از اهل علم بسیار کسان تواتر آن را بازگو کرده اند . این امام از الطاف خدای عزّو جّل به این امت در آخرالزمان است که ظهور می کند و داد وحق را برپا می دارد و از ظلم و بیدادگری جلوگیری می نماید و خدا به وسیله ی او یایه ی لوای حق را بر این امّت در راه عدالت ف هدایت و راهنمایی مردمان می گستراند...

...ظهور و قیام مردی از خاندان نبوّت از فرزندان علی بن ابی طالب (ع) است که نام وی با نام پیامبر (ص) یکسان است و مهدی نامیده می شود و زمامداری مسلمانان را بر عهده می گیرد و عیسی بن مریم (ع) پشت سر او نماز می گزارد.

از دیگر ویژگی های این امام بزرگوار آن است که از نسل امام حسین (ع) بوده و دوازدهمین پیشوای معصوم و فرزند حضرت امام حسن عسکری (ع) یازدهمین امام معصوم است .آنگونه که تاریخ نویسان ذکر کرده اند آن حضرت در پگاه نیمه ی شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری ، در خانه ی حضرت عسکری (ع) در شهذ سامرا ، پای به عرصه ی این جهان نهاد و علی رغم تلاشها و کارشکنیها و مزاحمتهای منکران و مخالفان و حاکمان ظالم که نمی خواستند آن موعود الهی به دنیا آید ، در روند تحقق وعده های الهی ، آن حضرت متولد شد و زندگی در دامان مادر گرامی خویش ، حضرت نرجس خاتون را آغاز نمود .نافرجام ماندن تلاش خلفای عباسی برای کشتن آن حضرت نشان دهنده ی اراده ی الهی در بقای آخرین حجّت و پیشوای ربّانی است . همچنان که به رغم خواست فرعون، موسی در دربار خود او بزرگ می شود تا معلم گردد که هیچ کس تاب مقاومت در برابر اراده ی الهی را ندارد.هنوز بیش از سه روز از تولد آن حضرت نگذشته بود که حضرت عسکری(ع) ، حضرت مهدی (ع) را به برخی از یاران خاص خود نشان داده و فرمودند: بعد از من ، این صاحب عمر شما و جانشین من است . اوست قائمی که همه در انتظار ظهور او روزگار بگذرانند و چون زمین پر از ظلم وجور شود، ظهور کند و آن را پر از عدل و داد سازد .( ینابیع المودّه ، تألیف خواجه کلان سلیمان قندوزی حنفی ، ص ۴۶۰ )

و در همین اوان به جمعی دیگر از یارانشان فرمودند :ستمکاران می پنداشتند که مرا خواهند کشت تا فرزندم به دنیا نیاید ، امّا هم اکنون توانایی خدا را چگونه یافتند ؟ (از حضرت عسکری (ع) به نقل از سیّد بن طاووس )

و در روایتی دیگر به طول عمر آن وجود مبارک در غیبتش اشاره فرمودند و گفتند : پس از من ، فرزندم ، قائم ( و صاحب امر دین و امامت ) است و اوست که مانند پیامبران عمری دراز خواهد داشت و غائب خواهد شد .در غیبت طولانی او دلهایی تیره گردد . فقط کسانی در اعتقاد به او پای بر جا خواهند ماند که دل آنان به فروغ ایزدی رخشان باشد و روح خدایی به آنان مدد برساند .( بحار الانوار ، ج ۵۱ ، ص ۲۲۴ )

بدین ترتیب و در طی مجالس گوناگون و به دفعات مکرّر ، حضرت عسکری (ع) ، امام بر حقّ پس از خویش را به شیعیان معرفی می نماید تا همگان امام پس از ایشان را بشناسند . امّا این موضوع از اغیار و از چشم جاسوسان مخفی ماند. همین ضرورت ایجاب می کرد که تنها برخی از خواص فرصت بایابی به حظور ایشان را پیدا کنند . تا سرانجام در سال ۲۶۰ هجری قمری ، امام حسن عسکری (ع) رحلت فرمودند  و تصدّی امر امامت و ولایت الهی به حضرت مهدی (ع) رسید.به دنبال ضرورت حضور آشکار آن حضرت در جریان نمازگزاران بر پیکر مطهر امام حسن عسکری ، فشار و پی جویی مأموران دولت به قصد یافتن و نابودی ایشان فزونی گرفت و بدین ترتیب بود که به فرمان پروردگار ، آن حضرت از دیده ها پنهان شدند تا ستمگران نتوانند گزندی به ایشان برسانند و دوران ((غیبت)) امام (ع) آغاز گردید . غیبت امام عصر (ع) در دو مرحله واقع شد.این مطلب حتی دو قرن پیش از تولد آن حضرت در بیانات حضرت سجاد (ع) بیان شده بود : برای قائم ما دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است .در این دوران جز آنان که دارای یقینی سرشار و آگاهی ریشه دار هستند کسی بر امامت او باقی نمی ماند.( منتخب الاثر ، فصل ۲ ، باب ۲۶ ، حدیث ۲ )

دوره ی اول غیبت از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹هجری ، (( غیبت صغری )) یا غیبت کوتاه نام گرفت که در این دوره ، بنا بر مصالحی ، ارتباط حضرت با مردم به طور کامل قطع نشده بود بلکه از طریق برخی اشخاص وارسته به نام نائبان خاص ، مردم می توانستند مسائل خود زا با آن حضرت حل و فصل کنند . از این میان ف چهار تن با عنوان (( نوّاب اربعه )) از دیگران مشهورترند که اسامی آنها عثمان بن سعید عَمروی و فرزندش محمّد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمّد سَمُری است . این بزرگواران ، نمونه های وثاقت و تقوی و بزرگی بودند که شایستگی این نیابت را یافتند .سرانجام ، دوران غیبت کوتاه با مرگ آخرین نائب ، علی بن محمّد سَمُری و با نامه ی امام زمان (ع) به وی به پایان رسید . در آن نامه غیبت کبری اعلام شده بود واین که دیگر نائبی نخواهد بود و آشکار شدن آن حضرت منوط به اجازه ی پروردگار است که پس از گذشت زمانها و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود...

در این دوران ، که تا زمان ما ادامه پیدا کرده و پایان آن آغاز ظهور امام مهدی (ع) خواهد بود ، زمام امور مردم به دست فقیهان واجد شرایط سپرده شده است تا در موارد ی که حوادث و امور جدیدی پیش می آید، ایشان پناهگاه امّت باشند و مردم از آنان تبعیت کنند.

امام صادق (ع) سالیانی پیش از آن،عمده ترین خصوصیات این فقها را چنین بیان می فرمایند : آن کس که از میان که خودنگهدار ، دین دار ، هوی ستیز و تابع فرمان مولایش باشد ، بر مردم عادی واجب است که از او تقلید کنند و چنین کسانی محدودی از فقهای شیعه و نه تمامی آنهایند.(وسائل الشیعه ، شیخ حرّ عاملی ، ج ۱۸،ص۹۵)

گستره ی فقه ، تمامی دین است و ((فقیه)) کسی است که صاحب علم و فهم و ادراک توأم با بینایی و روشنایی باشد( به معجم مقاییس اللغه ابن فارس و مجمع البحرین طریحی ، ذیل واژه ی ((فقه)) مراجعه کنید) و در اصول و فروع دین با حقیقت ذات خود به معصوم (ع) اقتدا کند و دانش خود را از آنان فراگیرد. امّا با اینکه آن حضرت زمام امور مردم را به فقیهان واجد شرایط سپرده اند ، خود از رسیدگی به حال مردم کوتاهی نمی کنند . ایشان در نامه ای به شیخ مفید در سال۴۱۰ هجری فرمودند : ما از رسیدگی به حال شما فروگذاری نمی کنیم و فراموشتان نمی نماییم که اگر نه چنین بود ، باران نابسامانیها و مصیبتها بر سرتان فرو می ریخت و دشمنان ، شما را در هم می شکستند.( بحارالانوار )

+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:40 توسط سمیرا وحدانی |

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 14:24 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

 

 

(( آینده بشریت)) همواره دغدغه ی متفکران بوده است ، زیرا تمامی طرح های گوناگونی که در طول قرن ها برای به سعادت رساندن مطرح گشته،یا ممکن نبوده یا با شکشت روبه رو شده است .پوچی و بیهودگی حاکم بر فضای ج.امع امروزی ، بهترین نشانه ی دوری از حقیقت زندگی و سعادت انسانی است . هر چند که در پناه علم و تکنولوژی ، مردمان ابزار مادی بهتری برای خود یافته اند اما در عوض از آنچه که شایسته ی روح و کرامت انسانی و لازمه آینده روشن اوست دور شده اند.این است که به ویژه در سده های اخیر تلاشهای بسیاری از سوی متفکران برای طرح ریزی ((آینده ی روشن)) انجام گرفته است.طرحهایی در ادامه ی (( مدینه فاضله افلاطون)) و با نام های ((اتوپیا))،((جورجیا))،((الدرادو))،((کشور خورشید)) ( شهرهای تخیلی و جامعه های بهشت گونه که اندیشمندان از دوره ی افلاطون به بعد برای جامعه ی آرمانی انسانها پیشنهاد کرده اند ، همچون توماس مور ( اتوپیا) ، برتولت برشت(جورجیا) ، ولتر ( الدورادو) ، توماس کامپانلّا(کشور خورشید) )  و ((اورویل)) ( شهر وحدت جهانی ، در جنوب فدزس در ساحل شرقی کشور هندوستان ، که براساس طرحهای یکی از فیلسوفان هندی و با همکاری یونسکو برپا شده است . ) که همگی در جستجوی آینده ی بهشت گونه ای برای انسان هستند تا سرگردانی و اضطراب و یأس وی را چاره جویی کرده باشند.راه حلی که آنها پیشنهاد کرده اند ، همان است که آلبرت انیشتن فیزیکدان مشهور ، در زمینه ی نیاز قطعی جامعه ی انسانی به یکپارچگی و وحدت از آن سخن گفته است : (( ملل جهان از هر نژاد و رنگی که باشند ، باید در صلح و صفا و برابری و برادری زندگی کنند.)) ( مفهوم نسبیت انیشتین ، ص ۳۵۰)

 اما اینکه چنین طرح هایی چگونه به تحقق نزدیک و توسط چه کسی رهبری خواهد شد ، نکته ای اساسی است که به طور اصولی به آن نپرداخته اند .اگر قرار باشد فقط توان فکری انسان و قدرت اجرایی او ضامن این ((جامعه ی برین )) باشد پس چرا تا کنون به انجام نرسیده است ؟ و اگر این هدف با شرایط دیگری به انجام می رسد ، آن شرایط و ویژگی ها چیست و آن رهبر قدرتمند کیست ؟ آیا نباید در این موضوع اساسی، به سراغ خالق انسان و رسولان او و ادیان الهی رفت و از آن ها برای تحقق این مدینه ی فاضله استعلام کرد؟ و پرسید خدایی که انسان را آفریده است برای آینده ی او چه تصویری ترسیم کرده است؟ همه ی ادیان الهی از ((موعود)) سخن گفته اند و انتظار ظهور آن راهبر آسمانی را به بشریت بشارت داده اند.این نشان می دهد که خداوند برنامه ی کاملی برای بشر معین فرموده که چشمداشت تحقق آن مومنان را به وجد و تلاش می آورد .

از زرتشت نقل شده است که : پس آنگاه مزدا، کشور ترا بهمن در پایان برپا کند.خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند،. آنگاه به کامیابی ، جهان دروغ را شکست به دنبال آید.(اوستا ، ص ۳۴ )

و ...جهان را دین راستین فرا می گیرد.( اوستا، ص۹۸ )

در کتاب زبور داود نیز ، پس از دلداری حضرت داود پیامبر از سوی خدا، چنین آمده است: زیرا که شریران ( انسانهای بد) منقطع می شوند اما امتوکلان به خدا وارث زمین خواهند شد ...خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد...صدیقان وارث زمین شده تا ابد در آن سالن خواهند شد ...( مزامیر داود، مزمور ۳۷ ، بخشهایی از آیات ۳۳-۱)

در کتاب تورات نیز در مورد موعود و منجی آخرالزمان امده است : اگر چه تأخیر نماید ، برایش منتظر بمان زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می کند  و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد .( انجیل متی ، ص ۲۵ )

و در کتاب انجیل از حضرت عیسی (ع) نقل شده است که : اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه ی مقدس خود آید ، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست.(انجیل متی ، فصل ۲۵)

پس شما نیز آماده باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید ، پسر انسان می آید.( انجیل لوقا ، فصل ۱۲ ) مبادا ناگهان آمده ، شما را خفته یابد (انجیل مرقس ، فصل ۱۳ ، آیات ۳۷-۳۳ )

بدین ترتیب سیمای آینده ی جهان در پرتو کتب آسمانی پیشین ، تا حد روشنی ترسیم شده است . موضوعی که حتی در میان سایر اقوام و ملل و گرایشها نیز به چشم می خورد .هندوها ، از این بزرگمرد در کتابهای خود با نام (( فرزند سیّد خلایق)) یاد کرده اند .مانویان وی را (( خرد شهر ایزد )) نام داده اند  و بر همائیان از او به (( ویشنو )) و چینیان او را(( کریشنا)) و سرانجام بودائیان او را (( بودای پنجم )) خوانده اند . صرف نظر از نامگذاریهای مختلف ، یک حقیقت واحد مورد انتظار همه ی انسان هاست : بزرگمردی الهی آن جامعه ی  برین را با قدرتی الهی بر پا خواهد ساخت و آرمانهای والای زندگی را تحقق خواهد بخشید و ریشه ی کژ یها و دروغ و ستم را خشک خواهد نمود و کرا ن تا کران ، پاکی و طراوت را به زمین و زمینیان هدیه خواهد کرد.در این میان ، آخرین شریعت آسمانی ، اسلام ، روشن ترین نشانیها را از آن (( جامعه ی برین )) و (( موعود آخرین )) به دست داده است .قرآن کریم، زیباترین تصویر ها را از آن آینده ی روشن ترسیم نموده است که به نمونه هایی از آیات اشاراتی خواهیم داشت :

سوره انبیا ، آیه ۱۰۵: ما در زبور ، پس از یادآوری قبلی ، چنین نگاشتیم که زمین را بندگان صالح ما به ارث خواهند برد .

سوره قصص ، آیه ۵ : و ما چنین اراده کرده ایم که به ناتوان شدگان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم .

سوره نور ، آیه ۵۵: خداوند آنان را که گرویدند از شما و نکیها کردند وعده داده که به یقین ایشان را در زمین خلیفه کند ، چنانچه آنان که از پیش بودند  خلیفه ساخت و دینشان را باز بگستراند آن دین که بپسندید برای آنان و هم آنان را از پس بیمی که دارند ، امنیت عطا کند.پس بپرستند مرا در حالی که به شرک نیالوده باشند .

جز از این آیات ، در حدود ۲۵۰ آیه دیگر به موضوع آن موعود رهایی بخش و ویژگیهای او و یارانش و جامعه آرمانی که بر پا خواهد کرد تأویل گردیده که در مجموعه های تحقیقی گردآوری شده است. ( نگاه کنید به کتاب معجم احادیث الامام المهدی )  

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:30 توسط سمیرا وحدانی |

 

 

ولادت با سعادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

 بر تمام جهانیان مبارک باد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 7:46 توسط سمیرا وحدانی |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 6:50 توسط سمیرا وحدانی |

سمیرا وحدانی
...........................................

شبی با نسیم سحر خواهد آمد

گل از پرده روزی بدر خواهد آمد

گل باغ نرگس ز بستان زهرا (س)

چون نور حسن (ع) بارور خواهد آمد

چو بوی گل سرخ ، صبح شکفتن

شکوفا به باغ نظر خواهد آمد

چو جان مصور ، چو عدل مجسم

به دفع ستم ، از سفر خواهد آمد

بهشتی دگر در گذرگاه هستی

برآید ، کزین رهگذر خواهد آمد

به یک دست قرآن و در دست دیگر

برآورده تیغ دو سر خواهد آمد

به سر منزل عشق آن موج رحمت

ز دریای خون و خطر خواهد آمد

چراغ هدایت ، فروغ ولایت

ز ره مهدی (عج) منتظر خواهد آمد